خرید بک لینک

با آقای  ارشادی و پسرش بابک(از فامیل های دور) در مورد دین بحث می کردیم ...روش کسی که فلسفه می خونه و خونده در بحث خیلی متفاوته...یعنی یا باید چیز هایی که در مباحثه و بحث می دانی به طرف مقابلت یاد بدهی و یا باید با زبان او صحبت کنی تا متوجه حرفها و قضایایی که منتج به نتیجه می شود....بشود.

اولین مشکلی که در بحث با این افراد وجود دارد تشخیص و بازیابی مباحث کلی از جزیی است...یعنی وقتی طرف می گوید «دین به درد نمی خورد»..و من سوال می پرسم کدام دین ...بلافاصله شاکی می شود و عصبانی می شود.به دیالوگ زیر توجه کنید:

ارشادی:دین به درد نمی خورد!

رهایی:منظورتون کدوم دینه؟

ارشادی:یعنی چی کدوم دین ...مگه شما تو این مملکت زندگی نمی کنی..مگه نمی بینی چقدر دزدی و کلاهبرداری و فیش های نجومی هست ...36 هفت ساله که دارن به مردم دروغ می گن!

رهایی:خوب به نظر شما اینایی که میگی به دین ربط داره که شما میگید دین به درد نمی خوره ...یا سوالمو یه جور دیگه مطرح می کنم اگر کسی گفت من دین دار هستم و بعد دزدی و یا غارت کرد اون شخص مشکل داره یا اون دین مشکل داره؟کدومش؟

ارشادی:من اصلا متوجه نمی شم شما چی میگی...ولی چیزی که می دونم اینه که قران و پیغمبر و امام و همه اینا جز مشتی خزعبلات(حرفهای مضحک و به درد نخور) نیست.

رهایی:شما اصلن در مورد دین (اسلام)و یا ادیان دیگر مطالعه کردید و دین رو می شناسید؟فکر نمی کنید عیب از روش مسلمانی و دین داری ما است؟چرا راحت می گید دین به درد نمی خورد؟چرا کلی رو نمی تونید از جزیی تشخیص بدید؟چطور شما که من می شناسمتون و می دونم که به فقیر کمک مالی زیادی می کنید...چطور اینکار که بخشی از دیندار بودنه را می پذیرید؟

ارشادی:چه ربطی داره...اون یه کار انسان دوستانه است به همنوع خودم کمک می کنم...

رهایی:خوب شما می دونید که این کمک کردن خودش بخشی از دین اسلام و ادیان دیگر است؟

ارشادی :منظورتون چیه؟

رهایی:منظورم اینه که کلی گویی ما در فلسفه نداریم...بایستی مشخص کنی و حرف را درست تر ادا کنی...وقتی می گویی دین به درد نمی خورد...باید مشخص کنی اولا منظورتون از دین چه دینی هست؟دینی است که حکومت معرفی می کند دینی است که مدرسه به ما می آموزد ؟دینی است که جامعه به ما می آموزد؟ثانیا:از چه بخش و قسمتی از دین ناراضی هستی؟کدام بخش از دین منظور نظر شماست؟از سیاست دینی متنفری؟از موضوعات اقتصادی دین بیزاری؟از مسائل حقوقی و ...

ارشادی:مثلا همین بحث ارثی که در قران آمده من به همش ایراد می گیرم ...چرا در غرب دختر و پسر و مادر و بقیه  به یک اندازه ارث می برند؟ولی در قران آمده که زن نصف مرده و مرد دو برابر زنه و دختر و پسر با هم در ارث برابر نیستند!

ارشادی(عصبانی):بعد شما هی میگی فلسفه...مگه فلسفه با دین یکی نیست؟!دین و فلسفه و نمی دونم عرفان و اینا همش به درد نخوره؟

ارشادی(عصبانی):بعد همش میگی حکومت حکومت...من به حکومت چکار دارم من بحثم راجع به دینه!

رهایی:با عصبانی شدن که کار پیش نمی ره ...نباید حرص و جوش بخورید...شما الان مسائل زیادی مطرح کردید بایستی به اینها یکی یکی بپردازیم...و برداشت شما از فلسفه کاملا غلطه...فلسفه با دین یکی نیست...

ارشادی:اگه یکی نیست پس چیه؟

رهایی:دین داعیه اینو داره که به دنبال سعادت بشره و سعادت اخروی و دنیوی بشر ...ولی فلسفه هیچگاه در طول تاریخ این ادعا رو نکرده...دین (اسلام)وحیانی و آسمانیه(البته نه همه ادیان)و فلسفه ساخته ذهن بشره....فلسفه ادعا داره که در جستجوی حقیقت و ذات اشیاء است ...بهتره اینجوری قضاوت نکنید...مطالعه کنید.فلسفه بیشترین خدمت رو به علوم کرده و اگر فلسفه نبود اگر سوال و پرسش فلسفی نبود اینهمه علم پیشرفت نمی کرد.حتی مکاتب فلسفی بعضیهاش دین را بطور کامل رد کرده اند و اعتقادی به دین ندارند(مانند مکتب کمونیسم،تجربه گراها،پوزیتیویستهای منطقی..)

رهایی:و اما چرا من می گویم حکومت...چون قرائتی (تفسیری )که حکومت از دین معرفی می کنه ممکنه قرائت ضعیف و ناقصی از دین باشه...شما هیچ مطالعه ای در مورد دین نداشته اید...اینو قبول دارید؟شما اگر بروید و مطالعه کنید می بینید این چیزیهایی که حکومت از دین به مردم می گوید در بعضی موارد پر از تناقضات زمانی و مکانی است. چرا ؟به خاطر اینکه کار خودش را پیش ببرد؟برای مثال بسیج(جمع آوری مردم) برای مبارزه و جهاد در برابر صدام خوب است اما بسیج برای مبارزه و ظلم ستیزی در داخل کشور ایراد دارد و همین یک مصداق شما را به تناقض در آن قرائت می کشاند...لذا اگر من می گویم کدام دین؟پاسخ این گونه است که قرائتی که من از دین دارم، برداشتی که من از این دین دارم  برداشت متناقض و مشکل داری است...بنابراین زید یا عمر و یا بکر ممکن است از دین قرائت خودشان را داشته باشند و قرائت آنها از دین درست و منطقی باشد و لذا نمی توان گفت (بطور کلی) دین ما به درد نمی خورد!

یک مسابقه فوتبال را ببنید و بعد به قضاوتها و قرائت های متفاوت در آن مسابقه توجه کنید هر کسی از نگاه خودش نتیجه را ارزیابی می کند و قرائت ها با هم یکی نیست...یکی داور را مقصر می داند یکی دروازبان را ...یکی تماشاچی، یکی بارش باران و ...غیره ذالک...ولی حقیقت چیست؟شاید یکی از آن قرائت ها حقیقت است و یا شاید هیچکدام از آنها نیست و حقیقت میانگینی از همه آنها باشد.

بهتر بیندیشیم

برچسب: تفاوت قرائت و ترتیل,تفاوت قرائت وتلاوت,تفاوت قرائت با ترتیل, نویسنده: آریا محبی تاريخ: يکشنبه 19 دی 1395 ساعت: 23:31

صفحه بندی