زندگی تقلیدی
اکثر مردم در جای جای جهان زندگی تقلیدی دارند...یعنی سبک و روش زندگی را از دیگران تقلید می کنند...البته این هم خوبی هایی دارد و هم بدی هایی ...و از خوبی های آن این است که سنت ها(ی خوب) در این روش تقلیدی از نسلی به نسل دیگر ،سینه به سینه منتقل می شود و مردم از یکدیگر یاد می گیرند که چطور درست زندگی کنند ...اما همین درست زندگی کردن خودش مسئله است ...زیرا همین «درست» زندگی کردن در هر جهانی و در هر جامعه و کشوری تعریفی مجزا دارد...هنجارها در جوامع مختلف و در مکانها و زمانهای متفاوت بسیار متکثر ، فراوان و متمایز است.
موضوع نادرستی که در گذر زمان هیچ کاربردی برای زندگی مان ندارد را به راحتی از دیگران گرفته و استفاده می کنیم و ما به مرور زمان خاصیت مصرف کننده ی ایده های ناچیز دیگران می شویم...در گذشته یک مثال آورده بودم که الان در کشور ما رسم شده است که همه فرزندان شان را به کلاس می فرستند بدون اینکه نقشه ی راهی داشته باشند یا بدون اینکه فرزندشان استعداد یابی شده باشد ...یا بدون اینکه روحیه فرزند را تشخیص داده باشند...بچه ای که باید در کنار پدر و مادر باشد و از زندگی با آنها لذت ببرد در همان اوان کودکی از پدر و مادر جدا شده و مجبور می شود کلاسی را برود که شاید در آینده هیچ کاربردی برایش نداشته باشد.تازه بعضی ها پا را فراتر گذاشته و کودک زبان بسته را به کلاسهای جورواجور هم می فرستند.
در کتابهای فلسفی تفکر همواره در هر موضوعی تجویز می شود ...فلسفه بر این باور است که بعضی از مبانی زندگی تاریخ مصرف دارد و از حیث حقیقت خارج است لذا باید اندیشید که در شرایط زمانی و مکانی آنچه برای سعادت بشر اهمیت دارد چیست؟!
و این نکته در نتیجه گیری این بحث ،حائز اهمیت است که؛اگر در جامعه ای (چه کوچک و چه بزرگ)اقدام به عملی یا فعلی توسط مردم تجویز می شود به معنای آن نیست که آن فعل یا عمل حقیقیت است...شما در مورد مفهوم «کلاس» یا «کلاس گذاشتن» یا «بی کلاسی» یا «کلاس بالا» یا پایین اندیشه کنید...و ببینید از این کلمه و کلمه ها چقدر سود جویان سود می برند.
بهتر بیندیشیم
برچسب: لذات فلسفه,لذات فلسفه pdf,لذات فلسفه ويل دورانت,
نویسنده: آریا محبی