وقتی فقط یازده سال داشتم شروع به نوشتن افکار و خاطرات می کردم...در آن دوران بین ما رسم بود که برای عید به همدیگر کارت پستال یا همان کارت تبریک عید می دادند.من عاشق عید بودم.طروات ، نو شدن ، بوی خوب باران و حس خوب دوست داشتن و در کنار هم بودن در عید شکوفایی و شادابی ایجاد می کرد.هنوز بعد از سالیان سال نسیم خنکی که از جویباران و دشت ها هنگام دویدن صورتم را نوازش می کرد را به خاطر دارم.لباس های سبز درختان در گستره آبی آسمان زینت زمانه بود.و رودخانه های خروشان... پاهای کوهستان را از ماندن کوتاه می کرد و می شست.
برچسب:
نویسنده: آریا محبی