خرید بک لینک

چرا برای بعضی(عده ای ،حزبی یا گروهی) آشتی ملی موضوعیت ندارد ؟و بالعکس برای عده ای دیگر موضوعیت و معنا دارد؟

ما در بحث فلسفه دین به یک فیلسوف دینی اشاره کردیم (هنری برکسون) که دو تعریف مجزا از دین داشت یکی دین بسته و دیگری اخلاقیات یا دین باز ...و گفتیم اخلاقیات و دین بسته نگرشی انحصار طلبانه و منفعت طلبانه از دین به نفع یک گروه خاص است...یعنی تمام مبانی و مفاهیم دینی برای منفعت و بهره مندی یک گروه خاص تعریف می شود.و در مقابل اخلاقیات و دین باز را تعریف کردیم...و بر اساس نظریه برکسون گفتیم هدف آرمانی اخلاقیات باز ؛وضعیتی است که در آن همه انسانها آزادند تا ظرفیتهای خلاقانه خود را گسترش دهند.لذا بر همین اساس آشتی ملی می خواهد به منفعت کل جامعه بیندیشد و منافع کل ملت و همه توده ها را در بر می گیرد و بنابراین برای حزبی مانند اصول گرایان که فقط به منافع حزب خود می اندیشد موضوعیت ندارد بنابراین جای تعجبی ندارد اگر آقای صادق لاریجانی می گوید آشتی ملی موضوعیت ندارد.چون در آشتی ملی که همان مشارکت حداکثری مردم در همه امور،تعییین سرنوشت مردم به دست خویش ...مشارکت در اقتصاد ...مشارکت در سیاست و غیره...هست ،منافع حزب اصول گرا نه تنها تامین نمی شود بلکه به خطر هم می افتد.

و البته یک نگاه دیگر هم به این قضییه می توان داشت و آن اینکه حزب اصول گرا به مشکلات و نارضایتی که در جامعه از سالیان پیش وجود داشته است هرگز التفاتی نکرد و با دشمن دشمن کردن در طول این سی چند سال همیشه در جستجوی ایجاد و ساخت دشمن بوده و هست و مشارکت مردم را فقط برای نابودی دشمن یا دشمنان می خواهد و لذا از نظر این حزب اوضاع رو به راه است و شکافی بین مردم و نظام نیست که بخواهد اصلاح شود و بنابراین آشتی موضوعیت ندارد.

برچسب: نویسنده: آریا محبی تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 4:52

صفحه بندی